اینده روزنامهای چاپی
مديران رسانه ای از اينده روزنامه ها مي گويند
آيا دنياي آنلاين بر روزنامه هاي چاپی غلبه مي كند؟
مي گويند پايان روزنامه ها فرا رسيده است؛ يعني ديگر كسي روزنامه نمي خواند. نتايج نظر سنجي ها در كشور هاي پيشرفته اي كه اينترنت در آنها فراگير شده نشان مي دهد مردم بيشتر دوست دارند اخبار را در سايت هاي خبري آنلاين دنبال كنند تا روزنامه هاي چاپي و اينكه، دنياي آينده ، دنياي روزنامه هاي آنلاين است.
اما آيا براستي دومين رسانه بزرگ دنيا پس از تلويزيون ، در حال نابودي است؟ يعني خريدن روزنامه از كيوسك به يك خاطره در گنجينه افكار پيرمردها تبديل مي شود؟ راستي اگر روزنامه ها به محاق بروند چه مي شود؟ و اگر اين شايعه راست باشد تا چند سال ديگر تحقق مي يابد؟ آيا كسي هست كه بگويد ما با يك شايعه طرفيم يا واقعيت؟ آيا روزنامه هاي انلاين همه نياز هاي ما را جواب خواهند داد و آيا هيچ نيازي باقي نمانده است تا روزنامه هاي چاپي به آن پاسخ دهند.
تحليلگران و مديران رسانه اي انگليس مي گويند هنوز روزنامه نگاري با كيفيت را بايد در روزنامه هاي چاپي جستجو كرد و حتي معتقدند عمده آنچه در اينترنت به نام اخبار ارائه مي شود روزنامه نگاري با كيفيت نيست ؛ بلكه روزنامه نگاري انگلي است كه استقلال و هويت روزنامه نگاري موجود در روزنامه هاي پر محتوا مثل گاردين ، اينديپندنت و ديلي ميل را ندارد.
با اين همه نمي توان اين حقيقت را نيز ناديده گرفت كه عصر پادكستها، بلاگرهاي منطقه جنگي و ساير منابع اطلاعاتي بيشمار آنلاين، روزنامهها را حقيقتا با بزرگترين چالشي كه تاكنون داشتهاند مواجه كرده است و اگر روزنامه ها فكر درستي براي بقاي خود نكنند با اينده اي نامعلوم دست به گريبان خواهند بود.
اما چگونه بايد با اين چالش كنار آمد؟ آيا اينده محتوم زوال ، در انتظار روزنامه هاي چاپي است و يا اينكه آنها ميتوانند مجددا خود را بازيابند و مورد پسند نسلي قرار گيرند كه با تماشاي تلويزيون و نشستن پاي اينترنت بار آمده است؟
ايان بورل (Ian Burrell) دبير بخش رسانه روزنامه آنلاين اينديپندنت انگلستان در پي يافتن پاسخي براي اين سوال ها، با چند تن از بزرگان و صاحبنظران رسانهاي اين كشور به گفتگو نشسته است. آنچه ميخوانيد شنيدههاي ايان بورل از نامآوران و مديران رسانهاي انگلستان درباره آينده روزنامه ها است كه در چند قسمت از نظرتان مي گذرد.
پيتر هيل سردبير ديلي اكسپرس
روزنامهها بايد مخارج خود را به شدت تحت كنترل درآوردند چرا كه احتمالا نميتوانند مانند برخي ديگر از روزنامهها پول خرج كنند.
مدتها است كه براي جذب خوانندگان و تشويق آنها براي خريد ديلي ميل به همراه روزنامه يك ديوي دي مجاني به آنها ميدهيم اما هزينهها آنقدر بالا رفته است كه دير يا زود بايد قيد اين كار را بزنيم زيرا همانطور كه همه ميدانند تاثير چنداني در نگهداشتن و حفظ خوانندگانمان ندارد.
من فكر ميكنم مشكل اصلي درآمد است؛ يعني اگر روزنامهها درآمد و سودآوري داشته باشند آيندهاي خوب و طولانيمدت در انتظار آنها است. به نظر من اين شرايط هم اينك در روزنامههاي اكسپرس حاكم است.
ميليونها ميليون روزنامه هر روز فروخته ميشوند و در اين كشور نيز روزنامهها هنوز محبوب هستند. رقابتهاي شديدي از هر گوشه در جريان است، اما من فكر ميكنم روزنامهها همچنان سر حال و قبراق هستند. روزنامهها براي حيات كشور ضروري هستند و من هرگز پاياني براي آنها نميبينم. مردم هميشه برداشتن و خريدن روزنامه از كيوسك را مثل برداشتن و خريدن كتاب از كتابفروشي دوست دارند. آيا شما دوست داريد يك كتاب را روي اينترنت بخوانيد؟ من كه فكر نميكنم.
هيچ چيز براي خواندن تا به حال راحتتر از روزنامه نبوده است، شما ميتوانيد آن را در خانه، روي تخت، پشت ميز، داخل توالت، داخل وان حمام، سوار بر هواپيما يا قطار بخوانيد اما براي خواند آنلاين حتما به مكان مناسبي نياز داريد. پسر من هشت ساله است و ميخواهد يك روز وارد روزنامه شود. مطمئنم تا آن زمان روزنامهها خواهند بود.
سيمون كلنر سردبير روزنامه ايندپندنت
در اكتبر سال 2003 مجموع تيراژ چهار روزنامه مهم و با كيفيت انگليس دو ميليون و صد و هفتاد و سه هزار و دويست و چهل و هشت (2.173.248) نسخه بود.
در اكتبر 2006 مجموع تيراژ همين چهار روزنامه دو ميليون و صد و نود و هشت هزار و چهار صد و چهل و نه (2.198.449) نسخه بوده است بنابراين اگرچه به نظر باور نكردني ميآيد، همه پيشبينيها در مورد افول اين رسانه، مزخرفي بيش نيست و حقيقت اين است كه امروزه مردم بيش از هر زمان ديگري بابت روزنامههاي باكيفيت پول ميدهند.
سايرين البته به اين خوبي سودآوري نداشتهاند اما اگر رشد و گسترش روزنامههاي رايگان و نحوه وسيع توزيع آنها را در نظر بگيريد متوجه ميشويد كه مردم بيشتري نسبت به گذشته روزنامه ميخوانند و نيز اشتهاي بيشتري در بين آگهيدهندگان براي رجوع به اين روزنامهها پديد آمده است. نبايد فراموش كرد كه عامل مهمي در بالا رفتن تيراژ اين روزنامههاي باكيفيت وجود داشته و آن نوآوري بوده است.
در سپتامبر 2003 روزنامه ايندپندنت با تغيير اندازه روزنامه به تابلوئيد، انقلابي در فشردهسازي روزنامه پديد آورد.
اين كار بلافاصله توسط روزنامه تايمز كه متوجه موفقيت آن شده بود دنبال شد و پاييز گذشته نيز گاردين براي رسيدن به اندازه و قيافه روزنامههاي نيم قطع سرمايهگذاري هنگفتي كرد.
همه اين روزنامهها مزد زحمات و سرمايهگذاري خود را گرفتند و آن ، افزايش تيراژ و درآمدزايي بود و اين بايد سرلوحه كار روزنامههاي ديگر باشد. تغيير محتوا، تغيير زاويه ديد، تغيير شكل و قيافه همه اين ها، چيزهايي است كه خوانندگان به آن نياز دارند و الا اطلاعات و اخبار به صورت آزاد از هر منبع ديگري قابل دسترسي است و هيچ روزنامهاي طبيعتا اين روزها، نميتواند مدعي باشد كه تنها منبع خبري يك رويداد است.
ما بايد بر روي نقاط قوت و كيفيتهاي منحصر به فرد خود تمركز كنيم. روزنامهها سابقه و نفوذي دارند كه جهان آنلاين هنوز راه زيادي تا رسيدن به آن دارد.
پوشش خبري ما بسيار عميقتر و دقيق تر از رسانههاي آنلاين و صنعت پخش است، ما لحن و نگرش مخصوص خود را داريم. در دنيايي كه هر كس براي خود يك وبلاگ دارد ارائه تحليلهاي موشكافانه، سبك نگارش ماهرانه و اظهارنظرهاي كارگشا، بزرگترين نقطه اتكا و مزيت روزنامهها است. با اين حال عمده تلاش و انرژي ما مصرف موضوعاتي كسلكننده خواهد شد: چگونه در حالي كه با افزايش هزينه توليد روزنامه دست و پنجه نرم ميكنيم مراقب افتادن به ورطه چاپ روزنامه با كيفيت چاپي نامناسب كه هزينهاي بسيار كمتر دارد و نيز مراقب خرد شدن و از بين رفتن بازار آگهيها باشيم.
ويل لوئيس، سردبير ديلي تلگراف
يك دليل اين كه ما جهان ديجيتال را ميپذيريم و سعي داريم بر آن تسلط پيدا كنيم اين است كه فكر ميكنيم كه مي تواند روزنامههاي بهتري توليد كند. اين به آن بستگي دارد كه شما شرايط موجود را چگونه ببينيد، چه به عمق آن نفوذ كنيد - مانند خوانندگان يا آگهيدهندگاني كه به سرعت براي خواندن و تماشاي محتوياتي خارج از روزنامهها به سمت آن كوچ كردهاند – يا اين كه صرفا آن را بپذيريد بايد از ان بهره بگيريد. شما ميگوييد: «كمي صبر كنيد، اگر ما يك بسته ورزشي ديجيتالي فوقالعاده خوب ارائه دهيم، آن وقت آيا محتمل نخواهد بود كه مردم را به سمت بخش ورزشي فوقالعاده خوب روزنامهمان متوجه كنيم؟»
من كاملا متقاعد شدهام كه اين يك دايره بسيار تكامل يافته و قابل قبول است.
من با خواندن بخش ورزشي روزنامه تلگراف عاشق آن شدم. موضوعي كه ما با آن روبهرو هستيم اين است كه شايد عده زيادي از 15 سالهها دستشان به بخش ورزشي تلگراف نرسد اما همانها پوشش معركه خبري ما درباره مسابقات كريكت را به صورت آنلاين ميبينند و بدون شك ميروند و پوشش كاملتر اخبار ورزشي ما در روزنامه را ميخوانند. مطمئن باشيد اگر شما در طول روز مطلب خوبي در سايت آنلاين خود داشته باشيد ، همان مطلب مردم را تشويق خواهد كرد تا كاملتر آن را يا مشابه آن را روز بعد در روزنامه چاپي بخوانند. مطمئن باشيد كه روزنامهنگاري خوب و درخشان در اينترنت برنده است.
وقتي امبروس ايوانز – پريچارد، چيزي در اينترنت مينويسد ميليونها نفر در سراسر جهان براي خواندن آن هجوم ميآورند. وقتي سر جان كيگان مطلبي مينويسد به سرعت در راس پرمخاطبترين مطالب ما قرار ميگيرد.
اينترنت هم اينك در خطر احاطه و ملوث شدن به پسزني الفاظ و تصاوير بيارزش و غيراستاندارد است ؛ لذا اگر شما بتوانيد از آن دوري كنيد، اگر شما بتوانيد به همه ثابت كنيد كه محتواي خوبي توليد ميكنيد، آنگاه مردم ميآيند و از آن استفاده ميكنند.
ما كاملا بر اين باوريم كه توليد هر روزنامه عالي و بينقصي و در عين حال ارائه يك سري محصولات و خدمات ديجيتالي امكانپذير است.
درآمد زايي؛ مشكل اصلي روزنامه هاي چاپي
با رشد رسانه هاي آنلاين و ديجيتالي و با پايين آمدن افت تيراژ روزنامه هاو ميزان جذب آگهي هاي بازرگاني توسط روزنامه ها در برخي از كشورهاي جهان ترس و نگراني از آينده اين رسانه در ميان اصحاب مطبوعات پديد امده است.
برخي از كارشناسان رسانه اي افت تيراژ روزنامه ها را منطقه اي ومختص برخي از كشورها از جمله آمريكا و بخش هايي از اروپا مي دانند و معتقدند كه در سراسر جهان چنين اتفاقي نيفتاده است و بالعكس روزنامه ها با رشد خوبي برخوردار بوده اند. عده اي از كارشناسان نيز با اعتقاد به اينكه عصر ديجيتال و ديجيتالي شدن همه چيز از جمله اخبار، تاثيرات منفي زيادي برروي خوانندگان روزنامه هاي چاپي گذاشته ، آينده روزنامه ها را تنها در صورت پذيرش تغيير و تنوع و دست يافتن به نيازهاي واقعي مخاطبان ،اينده اي روشن و قابل قبول دانسته اند.
آنچه مي خوانيد قسمت دوم از اظهار نظر مديران رسانه اي انگلستان درباره اينده روزنامه ها است.
هلن بودن، مدير خبر BBC
من فكر ميكنم چالش اصلي رسانههاي سنتي اين است كه چگونه ميتوانند در اين دنياي جديد پول دربياورند. هيچ كس تاكنون جواب دقيقي به اين پرسش نداده است.
اما اگر شما هم مثل من هر روز در واگن قطار مينشستيد و ميديديد كه زير سي سالهها چگونه با اشتياق تمام مترو را ميخوانند و از خوراك اطلاعاتي درون آن ارتزاق ميكنند، شك نداشتيد كه هنوز محتويات روزنامهها، اشتها برانگيز است. مردم همچنان در پي يافتن اطلاعات هستند اما روزنامهها بايد راههاي جديد و نوآورانهاي را براي برآورده كردن اين خواسته فراهم كنند.
موضوع ديگر اين كه از لحاظ جمعيتشناسي اين كشور روز به روز در حال پير شدن است و لذا شما جمعيت انبوهي از مردم را داريد كه جزو خوانندگان سنتي روزنامهها هستند و همچنان به عادت گذشته خود در سراسر زندگي ادامه خواهند داد. مشكل اصلي آنجاست كه چگونه در حالي كه خوانندگان جديدي را كه ميتوانند اطلاعات مورد نياز خود را از منابع بيشمار ديگري به دست آورند به مخاطبان خود ميافزاييم، رضايت خوانندگان سنتي، قديمي را نيز به منظور همگام نگهداشتن آنها با خود به دست آوريم.
روزنامهها نيز مانند ساير ما در برزخ دو جهان گرفتار شده و در حال انتقال از دنيايي به دنياي ديگر هستند، دنياي آنالوگ و دنياي ديجيتال و يا به عبارتي ديگر روزنامه در برابر پادكست.
به طور قطع روزنامهها در يك دوره كوتاه تا متوسط همچنان در كنار ما خواهند بود و به حيات خود ادامه خواهند داد. اما اگر من روزنامهاي داشتم چيزي كه نگرانم ميكرد چگونگي پول درآوردن با آن بود. ممكن است شما بخش زيادي از اطلاعات و مخاطبان خود را به روي وب كوچ دهيد اما چگونه ميتوانيد از اين طريق پول دربياوريد؟ چگونه ميتوانيد آنقدر پول دربياوريد كه بتوانيد تحريريه را سرپا نگه داريد؛ حالا سود سهامداران و شركت به كنار؟
استيو اوكلند رئيس بخش روزنامههاي رايگان آسوشيتدپرس نيوز پيپرز
اگر به رشد روزنامههاي رايگان نگاه كنيد و آن را با افت روزنامههاي پولي مقايسه كنيد به گمانم هنوز در بازي جلو هستيم. تعداد آدمهايي كه در لندن هنوز روزنامه به دست دارند و ميخوانند نسبت به همين دو ماه پيش، خيلي زيادتر شده است.
به گمانم نهايتا به نوعي از روزنامههاي پاداش محور (داراي ضمائم و لاييهاي رايگان) و با كيفيت مثل ساندي تايمز با آن روزنامه دو پوندياش برسيم كه به سمت گرايش محوري حركت ميكند، روزنامههايي كه تعريف روشني دارند و اين كه تنها آنهايي كه در بازار مربوط به خودشان هستند باقي خواهند ماند. روي همين حساب دوست داشته باشيم يا نه روزنامه ديلي ميل بازاري بسيار قوي دارد، اين روزنامه به شدت راستگرا و متعصب است و به خوبي اهداف خود را تعقيب ميكند.
ديلي ميل گرايش خود را انتخاب كرده و به خوبي روي آن كار ميكند. همين گرايش محوري سبب موفقيت مترو بوده است. مترو روزنامهاي شهري و جوانگرا است كه مخاطبان آن را مسافراني تشكيل ميدهند كه مترو توانسته نيازهاي آنها را در زمان و مكان مناسب فراهم نمايد.
[به عنوان مسوول مستقيم اين روزنامه]ما نه دنبال خوانندگان پير هستيم، نه خوانندگان خيلي جوان. به اين ميگويند گرايش محوري.
با توجه به [روزنامههاي] آنلاين ديگر قرار نيست ما اولين كسي باشيم كه خبري را اعلام ميكنيم اما ميتوانيم از اين هم سريعتر باشيم و به تصوير دقيقي از آن بازار دست يابيم. من اين را يك تهديد نميبينم بلكه تنها آن را راه ديگري ميپندارم كه از طريق آن ميتوانيم كار و حرفه خود را توسعه دهيم.
تيم بودلر، مديرعامل جانستون پرس
ما بر اين باوريم كه اين صنعت در بازارهاي محلي كه ما در آن مشغوليم بسيار خوب جواب داده و رسانهاي بسيار حياتي و لازم است.
منظورم اين نيست كه روزنامهها ميتوانند بدون ايجاد تغيير همچنان باقي بمانند و با وضعيت كنوني انتظار حيات داشته باشند. مشخصا فضاي ديجيتالي جايي است كه از موانع كمتري براي ورود برخوردار است و در آنجا رقابت بسيار زياد است، اما از سوي ديگر نيز بدون شك ما صاحب حرفهاي قوي هستيم. ما ارتباطات بسيار نزديك و خوبي با گروههاي هدفمان داريم و از آن گذشته به سطح بسيار بالا و باور نكردني از اطلاعات محلي و تماس با مشتريانمان دسترسي داريم.
با تجربهاي كه ما در كار روزنامهنگاري محلي داريم هم اينك با رشد بسيار زيادي در اين بخش و كاربران منحصر به فرد آن مواجهيم و به همين دليل در حال استفاده از امكانات تعاملي براي شكل دادن به محتواي روزنامه هستيم. با تجربياتي كه در اتاق خبر چند رسانهاي لانكشاير ايونينگ پست به دست آوردهايم، هم اينك روزنامهنگاران مشتاق زيادي براي گزارشگري در اين حوزه جديد از روزنامهنگاري اعلام آمادگي كردهاند.
نيكلاس كولريج، مديرعامل شركت انتشاراتي كنده ناست روزنامه خواندن براي من خيلي مهم است، در واقع يكي از اصليترين عادات من در همه عمرم بوده است. اگرچه من اخبار را هم از طريق راديو و هم از اينترنت پيگيري ميكنم اما ماداميكه آنها را روي كاغذ چاپي روزنامه نبينم باور نميكنم.
خواندن روزنامههايي كه داراي تحريريهاي قوي و توانمند با گرايشهاي سياسي مشخص مثل گاردين، ديلي ميل يا ديلي تلگراف هستند را ترجيح ميدهم.
جريانسازي سرمقالهها من را آزار نميدهد، برعكس دوست دارم گرايشات روزنامهها را بدانم. اخبار اينترنتي براي ذائقه من خيلي ساده و عاميانه است. دورنماي جهان بدون روزنامه با آن تحليل هاي سرمقاله اي ناب و ستون نويسان مقتدر كه به تحريريه اي فوق العاده متصلند براي من خيلي وحشتناك است. من اغلب روزي شش ساعت روزنامه ميخوانم و البته وجود انواع روزنامههاي با كيفيت در اينجا يكي از مزاياي زندگي در انگلستان است.
روزنامه تلگراف همچنان انتخاب اول من است اگرچه در حال حاضر اندكي درباره آينده آن نگرانم. اين روزنامه متاسفانه ديگر مثل گذشته با اقتدار نمينويسد، برخي از ويژگيهاي مقتدرانه و پرستيژ هميشگي آن ديگر به چشم نميخورد و من اميدوارم همه اينها به تلگراف بازگردد.
«مجلهاي كردن» روزنامهها در همه جا به چشم ميخورد. من اعتراض خاصي به آن ندارم. در واقع انجام دادن اين كار براي روزنامهها كار سختي است چرا كه كاغذ چاپي روزنامه نسبت به كاغذ مجله از كيفيت پاييني برخوردار است. اما دليل اين كه من روزنامه ميخرم به خاطر مطالبي نيست كه ممكن است يك ماهنامه يا يك مجله هفتگي خيلي بهتر به آن بپردازد. من به خاطر اخبار، روزنامه ميخوانم و به خاطر مطالب پشت اخبار و مطالبي كه مربوط به آن است، نوشتههاي سياسي، پاورقيها، شنيدهها و مطالب ستوننويسان خوب (مثل چارلز مور و بوريس جانسون).
به نظرم در آيندهاي قابل پيشبيني روزنامهها همچنان بازار آگهي و تيراژ خود را از دست خواهند داد. مجلهها براي چهارمين سال متوالي بازار سهام خوبي داشتهاند.
اگرچه من اهل مجله هستم اما اين خيلي غمانگيز خواهد بود كه جوانان عادت روزنامه خواندن را از دست بدهند، چرا كه حقيقتا متضرر خواهند شد.
منبع : جام جم آنلاين
ترجمه: محمدرضا نوروزی
+ نوشته شده توسط ماسوری در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت
18:46 |