تبليغاتX
علوم ارتباطات

نقدی بر 

" آیا بیولوژی سرنوشت زن است"

 نوشته : ایویلین رید  

ایولین رید این اثر را در نیمه قرن بیستم یعنی در آغاز شکل گیری موج دوم جنبش فمنیستی نگاشت

او در این اثر در پی آن است تا اثبات کند "طبیعت خواستگاه ستم دیدگی زن نیست بلکه این امر ریشه در جامعه طبقاتی دارد.

او با برداشت خواص خود از دیدگاه مارکسیستی،مصرانه به نفی برتری مرد بر زن در دوران پیش از شکل گیری طبقات اجتمایی می پردازد و اندیشه کلیسایی" خانواده ابدی- ازلی" را یک شوخی احمقانه قلمداد میکند.

برای این که نگاهی کامل به اثر کوتاه خانم رید بیافکنیم لازم است نوشته های او را به سه بخش تقسیم کنیم زیرا قدرت ،صلابت نگارش و ادله ارائه شده در این سه بخش با یکدیگر متفاوت است.

بخش اول:

او در این بخش به تشریح نقش زنان در تبدیل "میمون به انسان می پردازد.

وی در ابتدا به تاریخ که آنرا "ساخته دست مردان و حافظ وضع موجود " میخواند یورش می برد و بیان میکند که چرا و چگونه مردان حقایق مربوط به نوع زن را در تاریخ کمرنگ جلوه می دهند.

او حتی رای علم بیولوژی به سود مردان را غیر واقعی تلقی می کند و در حقیقت با این دیدگاه وارد می شود که مردان آنچه را در وجود خود دارند برتری به حساب آورده اند و آنچه را از بیولوژی که به سود زن است بی ارزش تلقی کرده اند.

او در فرازی از کتاب خود در مقابله در مقابله با این منطق که چون زنان از لحاظ بیولوژیکی ضعیف تر از  مردان هستند همواره تحت سلطه آنها خواهند بود ،چنین می نویسد:

"در حقیقت گفتن اینکه بیولوژی سرنوشت زن است به همان اندازه غلط است که بیولوژی سرنوشت مرد است؛این حرف انسان را به سطح حیوان فرو می کاهد . چون اگر زنان چیزی نیستند جز موجوداتی که بچه میزایند ،پس مردان هم چیزی جز نرهای بذر افشان نباید باشند."

او سپس به بررسی دلیل رهایی انسان از یوغ حیوانات ، یعنی"قابلیت انسانها به شرکت در فعالیت های کاری و تولید ضروریات زندگی " میپردازد تا اثبات کند "این فرهنگ است که زیست اجتماعی انسان را تعیین می کند نه بیولوژی"

 

 

بخش دوم:

چالشی که خانم رید برای اثبات نظریه اش در پیش رو دارد دو نظریه "زهدان"و "شکار" در ارتباط با کهتری زن می باشد.

در این بخش او بسیار تند و متعصبانه قلم می راند .

در ارتباط با موجودات نر چنین می نویسد : "واقعیت این است که در عالم حیوانات این جنس نر است که ناتوان است نه جنس ماده واین معلول ویژگی های مخرب تمایل جنسی نر در طبیعت است"

"حیوانات نر به دلیل این خصلت ستیزه جویی تمایل جنسی  نرینه ، جدایی طلب و تفرد طلب هستندوناتوان از گرد آمدن در گروههای مبتنی بر کار متقابل"

خانم رید ماده ها را بر خلاف نرها موجودات اجتمایی می نامد و معتقد است موجودات نر ، تنها نگران خود هستند در حالیکه ماده ها در تنازع بقا نگران خود و فرزندان خود می باشند.

او سپس چنین می نویسد: "این معمولا حیوان ماده است و نه حیوان نر که به یمن ممارست مداوم در این وظایف گروهی،باهوش تر،زیرک تر،حیله گرتر و توانا تر می شود."و موجودات نر را بر اساس نوشته هایی لز "رابرت آردی" و "روبرت بریفالت" کودن تر از ماده ها مینامد و از بحث چنین نتیجه گیری می کند :"این ملاحظات نشان می دهد که در طبیعت هیچ اساسی برای نظریه زهدان وجود ندارد؛ تازه طبیعت از جنس ماده حمایت کرده است" باز بیان می کند:"در گذار از میمون به انسان طلایه داران ماده ها بودند و نه نرها"

ایولین رید سپس به" نر مسلط" در حالت حیوانی اشاره می کند و میگوید موجودات نر به دلیل ستیزه جو بودنشان سعی می کنند از طریق حذف رقبا بر دیگران مسلط شوند و حیطه عمل جنسی خود را گسترش دهند.

او در پی ارتباط این مسئله به تسلط ابدی مرد بر ماده به نکته ظریفی اشاره می کند: «این مبارزه در میان نرهاست،هر نری با نرهای دیگر در جنگ است، حتی حذف نرهای دیگر از سوی نرهای مسلط سبب ساز سلطه او بر ماده یا ماده هایی که در دسترس وی قرار گرفته اند نمی شود.تا آنجا که به ماده ها مربوط می شود،آنها ممکن است نر پیروز را تنها به عنوان بارور کننده خود بپذیرند همین و بس»

خانم رید در ادامه بیانات تند خود می گوید: موجودات نر در مراقبت از فرزندان همیاری نمی کنند و اگر موردی دیده می شود« شکل تخصصی یافته ای از تولید مثل است»اما مادران بر خلاف نرها« دلنگران بچه های خود هستند»و باز معتقد است: در حیوانات، دفاع نرها از جمع، تنها برای دفاع از زندگی خود است. همه حیوانات چنین می کنند به جز مادر که در دفاع از بچه های خود می جنگد.مشخص نیست خانم رید که دفاع نر از زندگی مادر و بچه ها تنها برای دفاع از زندگی خود می داند چگونه به این نتیجه رسیده است که دفاع ماده ها از بچه ها تنها به دلیل دفاع از خود نیست؛ از سوی دیگر نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که اساساً مقایسه بین جهان حیوانات و انسانها به نحوی که برتری یکی از دو جنس نر و ماده مشخص شود کار درستی است یا نه؟

در واقع آنچه که مسلم است این است که زندگی حیوانات با یکدیگر متفاوت است؛ اگر مادر، در بعضی از حیوانات به مراقبت و حمایت بیشتر فرزندان می پردازد و اگر تأ ثیر حیوان نر بر زندگیش فقط به عنوان بارور کننده است در بعضی دیگر از حیوانات مانند لاک پشت،مادر،پس از گذاشتن تخم و قبل از بیرون آمدن بچه لاک پشت ها از تخمشان آنها را رها می کند؛ و یا بعضی دیگر مانند زنبور عسل که زندگی گروهی دارند؛ متشکل هستند از ملکه مادر و باقی زنبورها؛ که زنبوران سرباز مأ مور دفاع کردن و یا تهییه غذا و نقش ملکه مادر در تخم گذاری می باشد.

اما رید، در نقد «نظریه شکار» در باب کهتری زن ادله بسیاری ارائه می کندتا اثبات کند، شکار مردان باعث برتری یافتن آنان بر زنان خانه نشین نشد؛ زیرا این زنان بودند که دانه های غذایی را جمع کرده و نگهداری می کردند و در اغلب روزها که مردان دست خالی از شکار می آمدند غذای خود و مردان را تأمین می کردند؛ همچنین او کار زنان را تولیدی و منجر به چرم سازی، سفالگری،خانه سازی و دارو سازی می داند و نیز رشد عقلی آنان را منجر به حکیم،پرستار و معلم شدن می داند.البته این در حالی است که در دید وی پس از این تحولات مردان همان شکارگر ساده مانده اند.

او همچنین موفق می شود اثبات کند که کوچک خواندن کار «خوراک جمع کردن»زنان و بزرگ نشان دادن شکارگری مردان در تحول بشر « یک تعصب مردانه است».

در جای دیگر نظریه شکار می آید:« قویتر و ستیزه جو بودن مردان و نیز زمین گیری زنان به علت بارداری و نگه داری از بچه ها،مردان را شکارگر تربیت کرده است» در این زمینه بخش اول را پذیرفته لیکن دلیل ناتوانی بیولوژیکی زن در ارتباط با شکار را رد می کند.او می نویسد:«جانوران ماده گوشتخوار با وجود بارداری زمین گیر نمی شوند و تا آخرین روزهای زایمان همچون نرها به شکار می پردازند.« هیچ ناتوانی زهدانی که بر ماده شیرها و ماده پلنگ ها   کهتری تحمیل کرده باشد وجود ندارد.»

در مقابله با این اظهارات باید گفت:از اینکه ماده شیران و ماده پلنگان در زمان بارداری ناتوانی ندارند نمی توان نتیجه گرفت که ماده آدمی نیز در اثر بارداری زمین گیر نمی گردد.

بخش سوم:

رید، در مبحث بعد تحت عنوان « آیا زنان همیشه تحت ستم بوده اند؟» از شواهد ملموس تری استفاده می کند و با گریزی به دوران مادر سالاری از لحاظ تاریخی و خالو سالاری در جزیره ترو بریاند و بومیان استرالیا در عصر خود نشان می دهد که« پدر سالاری، سلطه مردانه و شرایط پست زنان، ویژگی هایی مربوط به دوران نسبتاً متأخر است .» و در برسی این زمینه از احترام والای سرخپوستان آمریکای شمالی به زنان که می گفتند:«همه اقتدار واقعی در وجود آنان (زنان) جا گرفته است.» استفاده نموده است.

او در مبحث پایانی تحت عنوان « تقسیم کار اجتماعی در یرابر تقسیم کار خانگی» عقب ماندگی زنان را ناشی از تقسیم ناعادلانه کار میان زن و مرد می داند و خواهان تغییر این نظام می گردد.(به زمان تألیف این اثر توجه داشته باشید) و به مقابله با عامل اصلی باز دارنده زمان خود یعنی کلیسا می پردازد:« به باور کلیسا و حافظان نظم موجود جای زن در خانه است برای خدمت به شوهر و بچه ها، چرا که خانواده همیشه وجود داشته است.»

در این برسی ها رید تمام زمینه هایی که با گسترش مالکیت خصوصی و تقسیم کار باعث عقب راندن زنان از عرصه اجتماع و اشتغال آنان به «خرده کاری های شعور بر باد رفته» شده اند به اجمال برسی کرده است.

در کل باید گفت که رید، مطلب خود را با این سؤال آغاز می کند:«آیا بیولوژی زنان نقشی در تقلیل آنها به موقعیت«جنس دوم» و حفظ این موقعیت بازی کرده است یا نه؟» و در واقع طرح این سئوال را در جامعه زیر سلطه مردان قابل درک دانسته است.

وی در برسی خود جامعه استوار بر مالکیت خصوصی، نهاد خانواده و برتری مرد را دلایل استثمار و ستم به زن و تبدیل آنان به «جنس دوم» می داند؛ در این رابطه می توانیم بگوییم که اگر چه موارد ذکر شده دلایل قاطعی برای استثمار و ستم به زن محسوب می شوند اما دلایل اصلی و ریشه ای تر این قضیه را باید در دوره های تاریخی جستجو کرد. آنچه که مسلم است در دوره ای از تاریخ، نیروی بدنی نیازهای بیشتری را برطرف می کرد؛مثلاً در دوره برده داری یا در دوره فئودالی، اجتماع یا خانواده ها متشکل از کارهایی بوده که قدرت بدنی بیشتری را طلب مینموده است؛ به همین صورت ما شاهد هستیم که نیازها در عصر حاضر تغییر نموده و کسانی کارایی بیشتری دارند و ارزشمند تر محسوب می شوند که تخصص و علم بیشتری را داشته باشند و تقسیم کار اجتماعی به گونه ای است که هر دو جنس مرد و زن دارای ارزش و کارایی یکسان هستند.

 

نقد از: پریسا ماسوری

 

+ نوشته شده توسط ماسوری در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 16:22 |

ازدواج میان فرهنگی
چهار یا پنج سال پیش بود. بدنبال مطرح شدن بالارفتن میزان طلاق ازدواج های دانشجویی بمنظور کاهش آن ،راهکارهایی توسط مسئولان امر پیشنهاد و پیگیری شد. اما شاید بهتر ازهمه طرح ایجاد زمینه های ازدواج درون فرهنگی دانشجویی بود که توسط کوی دانشگاه تهران عملی شد. بدین منظور با برپایی همایش فرهنگ استانها ،زمینه آشنایی های درون فرهنگی فراهم شد و آمارها نشان داد که این طرح دربرقراری روابط موثر درون فرهنگی، بین فرهنگی و همینطور آشنایی با فرهنگ های مختلف بسیار موفق بود.

بدون شک در کشور ما با توجه به تنوع فرهنگی بسیار و از سویی تعاملات جدید شکل گرفته میان فرهنگی ، پرداختن به بحث ازدواج بین فرهنگی لازم می نماید. بنظر می رسد تا کنون مطالعه علمی دقیقی درباره ازدواج هایی از این دست و تبعات آن در سطح ملی صورت نگرفته است و تبعا شناختی از فرهنگ های متفاوت قومیتهای ایرانی به منظور مطالعه روابط بین فرهنگی وجود ندارد.

دراین باره زهره فغانی  در وبلاگش با موضوع روابط بین فرهنگی مقاله ای را تحت عنوان "ازدواج و دوستی بین فرهنگیِ،ورای تقسیمات اقلیمی"ترجمه کرده است. در این مقاله چالش های دوستی ها و ازدواج بین فرهنگی ارائه می شود، و فرصتهایی که زوجین و حرفه ایهابرای آموختن ،توسعه و تحصیل خود در این مورد دارند، شامل می شود. ازدواج بین فرهنگی باعث می شود که خانواده  زوج ها نسبت به رسیدن رضایت خوب بین نژادی گام بردارند و با نیروهای بیرونی چون ملیت ، جماعت ، خانواده و فرد کنار بیایند.تمرکز این مقاله بر برخی از این مسائل ، چالش ها و فرصتها یی است که هنگام انتخاب افراد برای دوستی یا ازدواج ورای تقسیم قاره ای (اقلیمی) از سوی افراد دیگر وجود دارد.

+ نوشته شده توسط ماسوری در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 21:20 |

نقد مقاله « روزنامه نگاري الكترونيك: فرصتها و تهديدات»
(عليرضا دهقان استاديار گروه ارتباطات دانشگاه تهران)
« نگاشته در سايت ژورنال جهاني رسانه Global Media Journal فارسي»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ماسوری در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 21:6 |

         لوگوی جدید گوگل به سبک آثارنقاش معروف جوان میرو

+ نوشته شده توسط ماسوری در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 21:0 |

بزرگترينLCD دنيا 

شرکت LG   یکLCD صد اینچی را به نمایش گذاشت . این LCD یک و نیم برابر بزرگترینLCD موجود است که سال گذشته توسط شرکت سامسونگ با اندازه  82  اینچ ارائه شد . اینLCD تصاویر را با کیفیت بسیار بالا نشان داده و سیگنالهای ویدئویی را منحرف نمی کند . درساختن این ال سی دی دقت فوق العاده و تکنولوژی بسیار بالایی بکار گرفته شده است .  تاجائیکه6.22  میلیون پیکسل و توانایی ارائه 1.07 بیلیون رنگ را داراست.

+ نوشته شده توسط ماسوری در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 20:54 |

اطلاعات مغز انسان بر روی رایانه

خبز:

عقيده يك آينده‌ انديش انگليسي در 50 سال آينده امكان پياده كردن اطلاعات موجود در مغز انسان و ذخيره كردن آن در رايانه امكان‌پذير مي‌شود.
به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان، «يان پيرسان» به روزنامه «آبزرور» خاطرنشان كرده كه پس از مرگ آدمي مي‌توان اطلاعات مغز وي را به يك ابر رايانه منتقل كرد.

تحلیل:

گروهى از دانشمندان که در حال امکان سنجى طرح انتقال اطلاعات و هوشیارى از مغز انسان به رایانه‌ها هستند به تازگى اعلام کرده‌اند که این امر تا سال ‪ ۲۰۵۰‬ممکن مى‌شود. به گزارش سایت اینترنتى "گیک اینفورمد"، دکتر "ایان پیرسون" از دانشگاه "بوستون تریر" و سرپرست این مطالعه اعلام کرد که انسانها تا ‪۴۵‬ سال دیگرى با دستیابى به امکان انتقال کلیه اطلاعات و هوشیارى از مغز خود به رایانه، در واقع به نوعى حیات ابدى مجازى دست پیدا خواهند کرد. این محقق بیان داشت که فن‌آورى اطلاعات با سرعت سرسام آورى در حال پیشرفت است و ‪ ۴۵‬سال دیگر این علم چنان پیشرفت کرده که دستیابى به فن‌آورى مذکور تا آن زمان واقع بینانه به نظر مى‌رسد. به گفته دکتر "پیرسون"، تا سال ‪ ۲۰۵۰‬انتقال کلیه اطلاعات و آگاهى‌هاى موجود در مغز انسان به رایانه ممکن مى‌شود اما هزینه این امر در آن زمان زیاد خواهد بود و تنها افراد ثروتمند خواهند توانست موجودى درون مغز خود را به رایانه دانلود کنند. وى افزود: تا سال ‪ ۲۰۷۵‬یا ‪ ،۲۰۸۰‬فن‌آورى انتقال اطلاعات و هوشیارى از مغز به رایانه ارزان شده و در دسترس همگان قرار خواهد گرفت. دکتر "پیرسون" تاکنون در زمینه‌هاى ریاضیات، فیزیک نظرى، شبکه‌هاى نورى، تکامل شبکه‌هاى رایانه‌اى باند پهن و علم فیزیولوژى فعالیت کرده و معتقد است که نوجوانان امروزى در آینده شاهد به ثمر نشستن فن‌آورى دانلود آگاهى‌ها از مغز به رایانه خواهند بود. دکتر "پیرسون" براى نشان دادن روند سریع پیشرفت فن‌آورى اطلاعات این مثال را مطرح کرد که دستگاه بازى‌هاى رایانه‌اى "پلى استیشن ‪ ،"۲‬از نظر توان محاسباتى با ابر رایانه‌هاى ‪ ۱۰‬سال قبل قابل مقایسه است و داراى حدود ‪ ۱‬درصد از توان محاسباتى مغز انسان است. وى افزود: اگر روند تولید دستگاه‌هاى "پلى استیشن" همچون گذشته ادامه یابد، احتمالا دستگاه "پلى استیشن ‪ "۵‬داراى قدرت محاسباتى برابر با توان مغز انسان خواهد بود. این محقق عقیده دارد که هوشیارى انسان بر پایه اطلاعات جمع‌آورى شده از دنیاى خارج و همچنین سایر نواحى مغز ایجاد مى‌شود و هر بخش از مغز انسان هوشیارى را بر پایه یک حس پردازش مى‌کند. به گفته "پیرسون"، ساخت ابر رایانه‌هاى "هوشیار" تا سال ‪ ۲۰۲۰‬میلادى ممکن میشود و سال ۲۰۵۰ نیز زمان انتقال هوشیاری انسانها از مغز به رایانه خواهد بود.ممى‌شود و سال ‪ ۲۰۵۰‬نیز زمان انتقال هوشیارى انسانها از مغز به رایانه‌ها خواهد بود.
+ نوشته شده توسط ماسوری در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 20:52 |
ویروس‌های تلفن همراه، نگرانی جدید دنیای فناوری

با آسان‌تر شدن اتصال تلفن همراه به رایانه‌ی شخصی و بالعكس، خطر ورود موج برای منتقل شدن ویروس‌های رایانه‌یی به تلفن همراه موجب افزایش تقاضاها برای خرید نرم‌افزارهای آنتی ویروس تلفن همراه شده است.

به گزارش ایسنا، كارشناسان امنیت كامپیوتری اعلام كرده‌اند، اگر چه ویروس‌های كامپیوتری تهدیدی بزرگ برای گوشی‌های تلفن همراه محسوب می‌شوند، اما هنوز زود است كه در خصوص انتقال این ویروس‌ها به تلفن همراه احساس نگرانی شود.

هرچند شركت McAfee، تولید كننده‌ی نرم‌افزارهای آنتی ویروس اعلام كرده است كه طی 20 ماه گذشته، بیش از 150 ویروس كه منحصرا گوشی‌های تلفن همراه را مورد هدف قرار می‌دهند، شناسایی شده‌اند، كه این رقم در مقایسه با ویروس‌های مربوط به رایانه (150 هزار) بسیار ناچیز است.

اما مساله‌ای كه در این میان متخصصان نرم‌افزار ضدویروس و امنیت رایانه را نگران ساخته این است كه طی یك سال گذشته، تعداد تلفن همراه فروخته شده در جهان بسیار بیشتر از رایانه بوده و همین امر می‌تواند موجب گسترش و انتقال ویروس‌های تلفن همراه شود. 

+ نوشته شده توسط ماسوری در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 20:46 |

                                     اینده روزنامهای چاپی

                                                     

مديران رسانه ای از اينده روزنامه ها مي گويند
آيا دنياي آنلاين بر روزنامه هاي چاپی غلبه مي كند؟

مي گويند پايان روزنامه ها فرا رسيده است؛ يعني ديگر كسي روزنامه نمي خواند. نتايج نظر سنجي ها در كشور هاي پيشرفته اي كه اينترنت در آنها فراگير شده نشان مي دهد مردم بيشتر دوست دارند اخبار را در سايت هاي خبري آنلاين دنبال كنند تا روزنامه هاي چاپي و اينكه، دنياي آينده ، دنياي روزنامه هاي آنلاين است.
اما آيا براستي دومين رسانه بزرگ دنيا پس از تلويزيون ، در حال نابودي است؟ يعني خريدن روزنامه از كيوسك به يك خاطره در گنجينه افكار پيرمردها تبديل مي شود؟ راستي اگر روزنامه ها به محاق بروند چه مي شود؟ و اگر اين شايعه راست باشد تا چند سال ديگر تحقق مي يابد؟ آيا كسي هست كه بگويد ما با يك شايعه طرفيم يا واقعيت؟ آيا روزنامه هاي انلاين همه نياز هاي ما را جواب خواهند داد و آيا هيچ نيازي باقي نمانده است تا روزنامه هاي چاپي به آن پاسخ دهند.
تحليلگران و مديران رسانه اي انگليس مي گويند هنوز روزنامه نگاري با كيفيت را بايد در روزنامه هاي چاپي جستجو كرد و حتي معتقدند عمده آنچه در اينترنت به نام اخبار ارائه مي شود روزنامه نگاري با كيفيت نيست ؛ بلكه روزنامه نگاري انگلي است كه استقلال و هويت روزنامه نگاري موجود در روزنامه هاي پر محتوا مثل گاردين ، اينديپندنت و ديلي ميل را ندارد.
با اين همه نمي توان اين حقيقت را نيز ناديده گرفت كه عصر پادكست‌ها، بلاگرهاي منطقه جنگي و ساير منابع اطلاعاتي بي‌شمار آنلاين، روزنامه‌ها را حقيقتا با بزرگترين چالشي كه تاكنون داشته‌اند مواجه كرده است و اگر روزنامه ها فكر درستي براي بقاي خود نكنند با اينده اي نامعلوم دست به گريبان خواهند بود.
اما چگونه بايد با اين چالش كنار آمد؟ آيا اينده محتوم زوال ، در انتظار روزنامه هاي چاپي است و يا اينكه آنها مي‌توانند مجددا خود را بازيابند و مورد پسند نسلي قرار گيرند كه با تماشاي تلويزيون و نشستن پاي اينترنت بار آمده است؟
ايان بورل (Ian Burrell) دبير بخش رسانه روزنامه آنلاين اينديپندنت انگلستان در پي يافتن پاسخي براي اين سوال ها، با چند تن از بزرگان و صاحبنظران رسانه‌اي اين كشور به گفتگو نشسته است. آنچه مي‌خوانيد شنيده‌هاي ايان بورل از نام‌آوران و مديران رسانه‌اي انگلستان درباره آينده روزنامه ها است كه در چند قسمت از نظرتان مي گذرد.

پيتر هيل سردبير ديلي اكسپرس
روزنامه‌ها بايد مخارج خود را به شدت تحت كنترل درآوردند چرا كه احتمالا نمي‌توانند مانند برخي ديگر از روزنامه‌ها پول خرج كنند.
مدت‌ها است كه براي جذب خوانندگان و تشويق آنها براي خريد ديلي ميل به همراه روزنامه يك دي‌وي دي مجاني به آنها مي‌دهيم اما هزينه‌ها آنقدر بالا رفته است كه دير يا زود بايد قيد اين كار را بزنيم زيرا همانطور كه همه مي‌دانند تاثير چنداني در نگهداشتن و حفظ خوانندگانمان ندارد.
من فكر مي‌كنم مشكل اصلي درآمد است؛ يعني اگر روزنامه‌ها درآمد و سودآوري داشته باشند آينده‌اي خوب و طولاني‌مدت در انتظار آنها است. به نظر من اين شرايط هم اينك در روزنامه‌هاي اكسپرس حاكم است.
ميليون‌ها ميليون روزنامه هر روز فروخته مي‌شوند و در اين كشور نيز روزنامه‌ها هنوز محبوب هستند. رقابت‌هاي شديدي از هر گوشه در جريان است، اما من فكر مي‌كنم روزنامه‌ها همچنان سر حال و قبراق هستند. روزنامه‌ها براي حيات كشور ضروري هستند و من هرگز پاياني براي آنها نمي‌بينم. مردم هميشه برداشتن و خريدن روزنامه از كيوسك را مثل برداشتن و خريدن كتاب‌ از كتابفروشي دوست دارند. آيا شما دوست داريد يك كتاب را روي اينترنت بخوانيد؟ من كه فكر نمي‌كنم.
هيچ چيز براي خواندن تا به حال راحت‌تر از روزنامه نبوده است، شما مي‌توانيد آن را در خانه، روي تخت، پشت ميز، داخل توالت، داخل وان حمام، سوار بر هواپيما يا قطار بخوانيد اما براي خواند آنلاين حتما به مكان مناسبي نياز داريد. پسر من هشت ساله است و مي‌خواهد يك روز وارد روزنامه شود. مطمئنم تا آن زمان روزنامه‌ها خواهند بود.

سيمون كلنر سردبير روزنامه ايندپندنت

در اكتبر سال 2003 مجموع تيراژ چهار روزنامه مهم و با كيفيت انگليس دو ميليون و صد و هفتاد و سه هزار و دويست و چهل و هشت (2.173.248) نسخه بود.
در اكتبر 2006 مجموع تيراژ همين چهار روزنامه دو ميليون و صد و نود و هشت هزار و چهار صد و چهل و نه (2.198.449) نسخه بوده است بنابراين اگرچه به نظر باور نكردني مي‌آيد، همه پيش‌بيني‌ها در مورد افول اين رسانه، مزخرفي بيش نيست و حقيقت اين است كه امروزه مردم بيش از هر زمان ديگري بابت روزنامه‌هاي باكيفيت پول مي‌دهند.
سايرين البته به اين خوبي سودآوري نداشته‌اند اما اگر رشد و گسترش روزنامه‌هاي رايگان و نحوه وسيع توزيع آنها را در نظر بگيريد متوجه مي‌شويد كه مردم بيشتري نسبت به گذشته روزنامه مي‌خوانند و نيز اشتهاي بيشتري در بين آگهي‌دهندگان براي رجوع به اين روزنامه‌ها پديد آمده است. نبايد فراموش كرد كه عامل مهمي در بالا رفتن تيراژ اين روزنامه‌هاي باكيفيت وجود داشته و آن نوآوري بوده است.
در سپتامبر 2003 روزنامه ايندپندنت با تغيير اندازه روزنامه به تابلوئيد، انقلابي در فشرده‌سازي روزنامه پديد آورد.
اين كار بلافاصله توسط روزنامه تايمز كه متوجه موفقيت آن شده بود دنبال شد و پاييز گذشته نيز گاردين براي رسيدن به اندازه و قيافه روزنامه‌هاي نيم قطع سرمايه‌گذاري هنگفتي كرد.
همه اين روزنامه‌ها مزد زحمات و سرمايه‌گذاري خود را گرفتند و آن ، افزايش تيراژ و درآمدزايي بود و اين بايد سرلوحه كار روزنامه‌هاي ديگر باشد. تغيير محتوا، تغيير زاويه ديد، تغيير شكل و قيافه همه اين ها، چيزهايي است كه خوانندگان به آن نياز دارند و الا اطلاعات و اخبار به صورت آزاد از هر منبع ديگري قابل دسترسي است و هيچ روزنامه‌اي طبيعتا اين روز‌ها، نمي‌تواند مدعي باشد كه تنها منبع خبري يك رويداد است.
ما بايد بر روي نقاط قوت و كيفيت‌هاي منحصر به فرد خود تمركز كنيم. روزنامه‌ها سابقه و نفوذي دارند كه جهان آنلاين هنوز راه زيادي تا رسيدن به آن دارد.
پوشش خبري ما بسيار عميق‌تر و دقيق تر از رسانه‌هاي آنلاين و صنعت پخش است، ما لحن و نگرش مخصوص خود را داريم. در دنيايي كه هر كس براي خود يك وبلاگ دارد ارائه تحليل‌هاي موشكافانه، سبك نگارش ماهرانه و اظهارنظرهاي كارگشا، بزرگترين نقطه اتكا و مزيت روزنامه‌ها است. با اين حال عمده تلاش و انرژي ما مصرف موضوعاتي كسل‌كننده خواهد شد: چگونه در حالي كه با افزايش هزينه توليد روزنامه دست و پنجه نرم مي‌كنيم مراقب افتادن به ورطه چاپ روزنامه با كيفيت چاپي نامناسب كه هزينه‌اي بسيار كم‌تر دارد و نيز مراقب خرد شدن و از بين رفتن بازار آگهي‌ها باشيم.

ويل لوئيس، سردبير ديلي تلگراف


يك دليل اين كه ما جهان ديجيتال را مي‌پذيريم و سعي داريم بر آن تسلط پيدا كنيم اين است كه فكر مي‌كنيم كه مي تواند روزنامه‌هاي بهتري توليد ‌كند. اين به آن بستگي دارد كه شما شرايط موجود را چگونه ببينيد، چه به عمق آن نفوذ كنيد - مانند خوانندگان يا آگهي‌دهندگاني كه به سرعت براي خواندن و تماشاي محتوياتي خارج از روزنامه‌ها به سمت آن كوچ كرده‌اند – يا اين كه صرفا آن را بپذيريد بايد از ان بهره بگيريد. شما مي‌گوييد: «كمي صبر كنيد، اگر ما يك بسته ورزشي ديجيتالي فوق‌العاده خوب ارائه دهيم، آن وقت آيا محتمل نخواهد بود كه مردم را به سمت بخش ورزشي فوق‌العاده خوب روزنامه‌مان متوجه كنيم؟»
من كاملا متقاعد شده‌ام كه اين يك دايره بسيار تكامل يافته و قابل قبول است.
من با خواندن بخش ورزشي روزنامه تلگراف عاشق آن شدم. موضوعي كه ما با آن روبه‌رو هستيم اين است كه شايد عده زيادي از 15 ساله‌ها دستشان به بخش ورزشي تلگراف نرسد اما همان‌ها پوشش معركه خبري ما درباره مسابقات كريكت را به صورت آنلاين مي‌بينند و بدون شك مي‌روند و پوشش كامل‌تر اخبار ورزشي ما در روزنامه را مي‌خوانند. مطمئن باشيد اگر شما در طول روز مطلب خوبي در سايت آنلاين خود داشته باشيد ، همان مطلب مردم را تشويق خواهد كرد تا كامل‌تر آن را يا مشابه آن را روز بعد در روزنامه چاپي بخوانند. مطمئن باشيد كه روزنامه‌نگاري خوب و درخشان در اينترنت برنده است.
وقتي امبروس ايوانز – پريچارد، چيزي در اينترنت مي‌نويسد ميليون‌ها نفر در سراسر جهان براي خواندن آن هجوم مي‌آورند. وقتي سر جان كيگان مطلبي مي‌نويسد به سرعت در راس پرمخاطب‌ترين مطالب ما قرار مي‌گيرد.
اينترنت هم اينك در خطر احاطه و ملوث شدن به پس‌زني الفاظ و تصاوير بي‌ارزش و غيراستاندارد است ؛ لذا اگر شما بتوانيد از آن دوري كنيد، اگر شما بتوانيد به همه ثابت كنيد كه محتواي خوبي توليد مي‌كنيد، آنگاه مردم مي‌آيند و از آن استفاده مي‌كنند.
ما كاملا بر اين باوريم كه توليد هر روزنامه عالي و بي‌نقصي و در عين حال ارائه يك سري محصولات و خدمات ديجيتالي امكان‌پذير است.
درآمد زايي؛ مشكل اصلي روزنامه هاي چاپي

با رشد رسانه هاي آنلاين و ديجيتالي و با پايين آمدن افت تيراژ روزنامه هاو ميزان جذب آگهي هاي بازرگاني توسط روزنامه ها در برخي از كشورهاي جهان ترس و نگراني از آينده اين رسانه در ميان اصحاب مطبوعات پديد امده است.
برخي از كارشناسان رسانه اي افت تيراژ روزنامه ها را منطقه اي ومختص برخي از كشورها از جمله آمريكا و بخش هايي از اروپا مي دانند و معتقدند كه در سراسر جهان چنين اتفاقي نيفتاده است و بالعكس روزنامه ها با رشد خوبي برخوردار بوده اند. عده اي از كارشناسان نيز با اعتقاد به اينكه عصر ديجيتال و ديجيتالي شدن همه چيز از جمله اخبار، تاثيرات منفي زيادي برروي خوانندگان روزنامه هاي چاپي گذاشته ، آينده روزنامه ها را تنها در صورت پذيرش تغيير و تنوع و دست يافتن به نيازهاي واقعي مخاطبان ،اينده اي روشن و قابل قبول دانسته اند.
آنچه مي خوانيد قسمت دوم از اظهار نظر مديران رسانه اي انگلستان درباره اينده روزنامه ها است.

هلن بودن، مدير خبر BBC

من فكر مي‌كنم چالش اصلي رسانه‌هاي سنتي اين است كه چگونه مي‌توانند در اين دنياي جديد پول دربياورند. هيچ كس تاكنون جواب دقيقي به اين پرسش نداده است.
اما اگر شما هم مثل من هر روز در واگن قطار مي‌نشستيد و مي‌ديديد كه زير سي ساله‌ها چگونه با اشتياق تمام مترو را مي‌خوانند و از خوراك اطلاعاتي درون آن ارتزاق مي‌كنند، شك نداشتيد كه هنوز محتويات روزنامه‌ها، اشتها برانگيز است. مردم همچنان در پي يافتن اطلاعات هستند اما روزنامه‌ها بايد راه‌هاي جديد و نوآورانه‌اي را براي برآورده كردن اين خواسته فراهم كنند.
موضوع ديگر اين كه از لحاظ جمعيت‌شناسي اين كشور روز به روز در حال پير شدن است و لذا شما جمعيت انبوهي از مردم را داريد كه جزو خوانندگان سنتي روزنامه‌ها هستند و همچنان به عادت گذشته خود در سراسر زندگي ادامه خواهند داد. مشكل اصلي آنجاست كه چگونه در حالي كه خوانندگان جديدي را كه مي‌توانند اطلاعات مورد نياز خود را از منابع بي‌شمار ديگري به دست آورند به مخاطبان خود مي‌افزاييم، رضايت خوانندگان سنتي، قديمي را نيز به منظور همگام نگهداشتن آنها با خود به دست آوريم.
روزنامه‌ها نيز مانند ساير ما در برزخ دو جهان گرفتار شده و در حال انتقال از دنيايي به دنياي ديگر هستند، دنياي آنالوگ و دنياي ديجيتال و يا به عبارتي ديگر روزنامه در برابر پادكست.
به طور قطع روزنامه‌ها در يك دوره كوتاه تا متوسط همچنان در كنار ما خواهند بود و به حيات خود ادامه خواهند داد. اما اگر من روزنامه‌اي داشتم چيزي كه نگرانم مي‌كرد چگونگي پول درآوردن با آن بود. ممكن است شما بخش زيادي از اطلاعات و مخاطبان خود را به روي وب كوچ دهيد اما چگونه مي‌توانيد از اين طريق پول دربياوريد؟ چگونه مي‌توانيد آنقدر پول دربياوريد كه بتوانيد تحريريه را سرپا نگه داريد؛ حالا سود سهامداران و شركت به كنار؟

استيو اوكلند رئيس بخش روزنامه‌هاي رايگان آسوشيتدپرس نيوز پيپرز

اگر به رشد روزنامه‌هاي رايگان نگاه كنيد و آن را با افت روزنامه‌هاي پولي مقايسه كنيد به گمانم هنوز در بازي جلو هستيم. تعداد آدم‌هايي كه در لندن هنوز روزنامه به دست دارند و مي‌خوانند نسبت به همين دو ماه پيش، خيلي زيادتر شده است.
به گمانم نهايتا به نوعي از روزنامه‌هاي پاداش محور (داراي ضمائم و لايي‌هاي رايگان) و با كيفيت مثل ساندي تايمز با آن روزنامه دو پوندي‌اش برسيم كه به سمت گرايش محوري حركت مي‌كند، روزنامه‌هايي كه تعريف روشني دارند و اين كه تنها آنهايي كه در بازار مربوط به خودشان هستند باقي خواهند ماند. روي همين حساب دوست داشته باشيم يا نه روزنامه ديلي ميل بازاري بسيار قوي دارد، اين روزنامه به شدت راست‌گرا و متعصب است و به خوبي اهداف خود را تعقيب مي‌كند.
ديلي ميل گرايش خود را انتخاب كرده و به خوبي روي آن كار مي‌كند. همين گرايش محوري سبب موفقيت مترو بوده است. مترو روزنامه‌اي شهري و جوانگرا است كه مخاطبان آن را مسافراني تشكيل مي‌دهند كه مترو توانسته نيازهاي آن‌ها را در زمان و مكان مناسب فراهم نمايد.
[به عنوان مسوول مستقيم اين روزنامه]ما نه دنبال خوانندگان پير هستيم، نه خوانندگان خيلي جوان. به اين مي‌گويند گرايش محوري.
با توجه به [روزنامه‌هاي] آنلاين ديگر قرار نيست ما اولين كسي باشيم كه خبري را اعلام مي‌كنيم اما مي‌توانيم از اين هم سريعتر باشيم و به تصوير دقيقي از آن بازار دست يابيم. من اين را يك تهديد نمي‌بينم بلكه تنها آن را راه ديگري مي‌پندارم كه از طريق آن مي‌توانيم كار و حرفه خود را توسعه دهيم.

تيم بودلر، مديرعامل جانستون پرس

ما بر اين باوريم كه اين صنعت در بازارهاي محلي كه ما در آن مشغوليم بسيار خوب جواب داده و رسانه‌اي بسيار حياتي و لازم است.
منظورم اين نيست كه روزنامه‌ها مي‌توانند بدون ايجاد تغيير همچنان باقي بمانند و با وضعيت كنوني انتظار حيات داشته باشند. مشخصا فضاي ديجيتالي جايي است كه از موانع كمتري براي ورود برخوردار است و در آنجا رقابت بسيار زياد است، اما از سوي ديگر نيز بدون شك ما صاحب حرفه‌اي قوي هستيم. ما ارتباطات بسيار نزديك و خوبي با گروه‌هاي هدفمان داريم و از آن گذشته به سطح بسيار بالا و باور نكردني از اطلاعات محلي و تماس با مشتريانمان دسترسي داريم.
با تجربه‌اي كه ما در كار روزنامه‌نگاري محلي داريم هم اينك با رشد بسيار زيادي در اين بخش و كاربران منحصر به فرد آن مواجهيم و به همين دليل در حال استفاده از امكانات تعاملي براي شكل دادن به محتواي روزنامه هستيم. با تجربياتي كه در اتاق خبر چند رسانه‌اي لانكشاير ايونينگ پست به دست آورده‌ايم، هم اينك روزنامه‌نگاران مشتاق زيادي براي گزارشگري در اين حوزه جديد از روزنامه‌نگاري اعلام آمادگي كرده‌اند.
نيكلاس كولريج، مديرعامل شركت انتشاراتي كنده ناست روزنامه خواندن براي من خيلي مهم است، در واقع يكي از اصلي‌ترين عادات من در همه عمرم بوده است. اگرچه من اخبار را هم از طريق راديو و هم از اينترنت پيگيري مي‌كنم اما ماداميكه آنها را روي كاغذ چاپي روزنامه نبينم باور نمي‌كنم.
خواندن روزنامه‌هايي كه داراي تحريريه‌اي قوي و توانمند با گرايش‌هاي سياسي مشخص مثل گاردين، ديلي ميل يا ديلي تلگراف هستند را ترجيح مي‌دهم.
جريان‌سازي سرمقاله‌ها من را آزار نمي‌دهد، برعكس دوست دارم گرايشات روزنامه‌ها را بدانم. اخبار اينترنتي براي ذائقه من خيلي ساده و عاميانه است. دورنماي جهان بدون روزنامه با آن تحليل هاي سرمقاله اي ناب و ستون نويسان مقتدر كه به تحريريه اي فوق العاده متصلند براي من خيلي وحشتناك است. من اغلب روزي شش ساعت روزنامه مي‌خوانم و البته وجود انواع روزنامه‌هاي با كيفيت در اينجا يكي از مزاياي زندگي در انگلستان است.
روزنامه تلگراف همچنان انتخاب اول من است اگرچه در حال حاضر اندكي درباره آينده آن نگرانم. اين روزنامه متاسفانه ديگر مثل گذشته با اقتدار نمي‌نويسد، برخي از ويژگي‌هاي مقتدرانه و پرستيژ هميشگي آن ديگر به چشم نمي‌خورد و من اميدوارم همه اين‌ها به تلگراف بازگردد.
«مجله‌اي كردن» روزنامه‌ها در همه جا به چشم مي‌خورد. من اعتراض خاصي به آن ندارم. در واقع انجام دادن اين كار براي روزنامه‌ها كار سختي است چرا كه كاغذ چاپي روزنامه نسبت به كاغذ مجله از كيفيت پاييني برخوردار است. اما دليل اين كه من روزنامه مي‌خرم به خاطر مطالبي نيست كه ممكن است يك ماهنامه يا يك مجله هفتگي خيلي بهتر به آن بپردازد. من به خاطر اخبار، روزنامه مي‌خوانم و به خاطر مطالب پشت اخبار و مطالبي كه مربوط به آن است، نوشته‌هاي سياسي، پاورقي‌ها، شنيده‌ها و مطالب ستون‌نويسان خوب (مثل چارلز مور و بوريس جانسون).
به نظرم در آينده‌اي قابل پيش‌بيني روزنامه‌ها همچنان بازار آگهي و تيراژ خود را از دست خواهند داد. مجله‌ها براي چهارمين سال متوالي بازار سهام خوبي داشته‌اند.
اگرچه من اهل مجله هستم اما اين خيلي غم‌انگيز خواهد بود كه جوانان عادت روزنامه خواندن را از دست بدهند، چرا كه حقيقتا متضرر خواهند شد.

منبع : جام جم آنلاين

ترجمه: محمدرضا نوروزی

+ نوشته شده توسط ماسوری در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 18:46 |

 

22 نكته براي يك ارايه خوب

23 نكته براي يك ارائه خوب
 
هنگامي كه مي خواهيد يك موضوع را در جلسه اي (با هر تعداد شركت‌كننده) توضيح دهيد، و يا گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در يك پروژه را ارائه كنيد و يا حتي در يك جمع دوستانه صحبت كنيد مطمئنا كار سختي خواهيد داشت تصور كنيد چندين جفت چشم كوچكترين حركات شما را زيرنظر دارند و چندين جفت گوش حرف به حرف شما را مي شنوند و براساس اين ديده ها و شنيده ها درمورد شما و مطالبي كه ارائه مي كنيد قضاوت مي كنند، ازسوي ديگر شما ملزم به اقناع آنها و يا دفاع از عملكردتان و يا حتي اثبات خودتان هستيد در هر جايگاهي كه قرار داريد فرقي نمي كند، شما در موقعيت خطيري قرار گرفته ايد. پس سعي كنيد بهترين باشيد، دو اصل بسيار مهم را فراموش نكنيد اول تسلط كامل به مطالبي كه مي خواهيد ارائه دهيد و دوم حفظ خونسردي و آرامش. شما با رعايت اين دو اصل و توجه به نكاتي كه درپي خواهدآمد علاوه بر يك ارائه خوب، يك جلسه زيبا را برگزار مي كنيد.
1 – مخاطبان را شناسايي كنيد.
اگر شما سطح علمي، فرهنگي و حتي شخصيتي مخاطبان را بدانيد، ارتباط بهتري با آنان برقرار مي كنيد و آنچه را كه آنها دوست دارند يا مي خواهند بشنوند ارائه مي دهيد و اين يعني اثرگذاري بهتر و بيشتر.
2 – يك پيام مشخص داشته باشيد.
قبل از اينكه كار تهيه مطالب خود را شروع كنيد، پيام كليدي خود را مشخص كنيد. درواقع پيام شما بايد بتواند مخاطبان را به يك راه مشخص رهنمون و امكان تفكر درمورد راههاي ديگر را فراهم سازد.
3 – براي هر تصوير متن كوتاهي آماده كنيد.
هر تصوير (متن يا عكس) كه پخش مي شود. خلاصه اي از موضوع آن بايد ارائه شود. اين خلاصه مي تواند شفاهي باشد يا به صورت زيرنويس ارائه شود. اين باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جويي شود.
4 – مطالب و مفاهيم خاص را برجسته كنيد.
مطالبي را كه توضيح آنها براي «پذيرش» مخاطب «اهميت» بيشتري دارد را مشخص كنيد.
5 – قبل از جلسه، تمرين كنيد.
6 – ساختار اثربخشي براي ارائه طراحي كنيد.
طرح «مسئله» و «حل» آن بهترين روش براي ارائه قدرتمند يك مطلب است. اول «مسئله» را بيان كنيد بعد «راه‌حل» را ارائه دهيد و آن را با يك مثال توضيح دهيد.
7 - «همه تيزهوش نيستند» را فراموش نكنيد.
همه مخاطبان شما افراد تيزهوش نيستند. پس سعي كنيد مطالب را خيلي ساده و غيرپيچيده ارائه كنيد، در هر ساعت صحبت كردن 3 الي 4 نكته را شرح دهيد.
8 – محكم و خوب شروع كنيد.
يك شروع خوب، موفقيت را تضمين مي كند. از روشهاي مختلف استفاده كنيد گاهي يك حكايت يا قصه يا يك خاطره و در بعضي مواقع پرداختن به اصل مطلب مي‌تواند شروع خوبي باشد.
9 – از نمودار و چارت استفاده كنيد.
بسياري از مخاطبان شما نمي توانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزيه و تحليل كنند. نمودار كمك مي‌كند تا سريعتر به موضوع دست پيدا كنند و با شما همراه شوند.
10 – پاياني با شكوه داشته باشيد.
بسياري از مخاطبان آخرين مطلبي را كه شما مي گوييد به خاطر مي سپارند مطمئن شويد كه آخرين مطالبي كه مي‌گوييد همانهايي هستند كه مي خواهيد مخاطبان به آن بيشتر توجه كنند.
11 – بر نكات مهم تسلط داشته باشيد.
اگر شما نكات مهم را بدانيد راحت‌تر مي توانيد مخاطبان را قانع كنيد و علاوه بر آن با آرامش و بدون استرس خواهيدبود.
12 – خوب تنفس كنيد.
13 – از چشمانتان استفاده كنيد.
حتما از چشمانتان براي برقراري ارتباط با مخاطب استفاده كنيد با اين كار مخاطبان احساس بهتري خواهند داشت و شما مي توانيد تاثير صحبتهايتان را ببينيد.
14– تجهيزات مناسب را آماده كنيد.
هر جلسه اي، نيازمند تمهيدات خاصي است. تجهيزات موردنياز (نه كم و نه زياد) از قبيل دستگاه نمايش، وايت‌برد، كامپيوتر و... را آماده كنيد.
15 – تجهيزات را امتحان كنيد.
قبل از شروع جلسه تجهيزاتي را كه قرار است استفاده كنيد يكبار امتحان كنيد خرابي و يا عدم كارايي مناسب هركدام از دستگاهها (حتي يك ماژيك وايت برد) مي تواند تاثير بسيار منفي بر مطالب شما داشته باشد.
16 – بدانيد كه شما مركز توجه هستيد.
قبل از شروع جلسه فقط صداي شما شنيده مي شود هر حركت شما تاثير مستقيم بر مخاطب داشته و مي تواند جلسه شما را زيباتر يا زشت‌تر نمايد. با تمام وجود عمل كنيد.
17 - «لبخند» را فراموش نكنيد.
18 – هنگام ارائه خودتان باشيد.
سعي نكنيد از حركات مصنوعي استفاده كنيد اقدامات تصنعي كاملا ديده مي شوند، خودتان باشيد و بگذاريد زبان بدن شما طبيعي باشد.
19 – سعي كنيد از روي نوشته نخوانيد.
خواندن مطلب از روي نوشته باعث مي شود كه ارتباط شما با مخاطبان دچار خدشه گردد، دستانتان نيز از اثرگذاري باز مي ماند، مي توانيد از يادداشتهاي روي چارت يا تصوير استفاده كنيد.
20 – مخاطبان را درگير بحث كنيد.
هميشه مي توانيد مخاطبان را وارد بحث كنيد. از آنها سوال كنيد و جواب بخواهيد اما اصرار نكنيد، شما مي‌توانيد از ساير روشها نيز براي مشاركت بيشتر و همراهي آنها استفاده كنيد. (نوشتن پاي تخته، قرائت يك متن يا...)
21 – از شوخي كردن نترسيد.
شما مي توانيد با استفاده از مزاحهاي كوچك محيط را جذاب‌تر كنيد.
22 – خودتان را جاي مخاطب بگذاريد.
اگر شما به جاي مخاطب نشسته بوديد، چه حالي داشتيد، آيا گرماي اتاق، نور محيط، و... مناسب است. شما بايد به آنها اهميت ويژه بدهيد تا شما را باور كنند.
23 – از كارتان بازخورد داشته باشيد.
شما درهر حالي مي توانيد بازخورد بگيريد، شفاهي يا كتبي، در انتهاي جلسه از پرسشنامه‌هاي ساده استفاده كنيد تا بتوانيد در آينده كارتان را بهبود بخشيد.

بر گرفته از نظرات علی افتخاری

+ نوشته شده توسط ماسوری در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 18:29 |