نقد مقاله « روزنامه نگاري الكترونيك: فرصتها و تهديدات»
(عليرضا دهقان استاديار گروه ارتباطات دانشگاه تهران)
« نگاشته در سايت ژورنال جهاني رسانه Global Media Journal فارسي»
مقالات را مي توان از دو جنبه 1- شكلي و 2- محتوايي مورد بررسي و نقد كرد كه در اين نوشتار هردو همزمان مورد استفاده قرار داده شده اند.
ابتدا به ساختار مقاله پرداخته مي شود.
عنوان ؛ روزنامه نگاري الكترونيك: فرصتها و تهديدات
مقدمه
امتيازات و ويژگيهاي روزنامههاي الكترونيك
مشكلات روزنامه نگاري الكترونيكي
1- شکاف ديجيتالی
2- گزارشگيري غير مستند/ نقض معيارهاي عينيت
3- اعتبار و اصالت خبر
4- ناراضي فضاي مجازي
5- مشكل اطلاعات زيانبار
6- روزنامهنگاري اينترنتي و تغيير اجتماعي
نتيجهگيري
در اين ساختار تعادل مطلب به هيچ نحوي رعايت نشده است و فرصتها كمتر از يك هفتم مقاله را به خود اختصاص داده است و بخش عمده معطوف به تهديدات روزنامه الكترونيك شده است كه اين نحوه نگارش از دانشجويان مبتدي نيز انتظار نمي رود.
مقدمه مطلب كه بايد نظريه و تفكر نويسنده در آن باشد صرفا اختصاص به برداشت آقاي دكتر دهقان از روزنامه الكترونيك داشته است و هيچگونه منبعي ذكر نشده است در صورتي كه مدتها است در جامعه مجازي روزنامه نگاري الكترونيك اينگونه مباحث مطرح است و كتابها و مقالات متعدد نيز منتشر شده است و جناب آقاي دكتر بدون هيچگونه اشاره به اين سوابق موضوع خود فقط برداشت شان را ذكر كرده اند.كه عبارتند از :« 1- نسخه فشرده روزنامه چاپي به صورت تصويري 2- روزنامههاي الكترونيك خاص جستوجو 3- تركيب شكل اول و دوم»
اما امتيازات و ويژگيهاي روزنامههاي الكترونيك به چند جمله مختصر « تعاملي ،فرامتني ، و چند رسانه اي بودن» و « 1- متقاعد ساختن- آگاه ساختن 2- كنترل زياد برجريان ارتباط- كنترل كم بر جريان ارتباط 3- فعاليت زياد- فعاليت كم 4--يك سويه بودن ارتباط- دو سويه بودن ارتباط 5- زمان معين- زمان قابل انعطاف 6- احساس مكان به ميزان اندك- احساس مكان به ميزان زياد» از قول مك ميلان و داونز خاتمه پيدا كرده است .
نكته جالب كه شكلي نيز مي باشد ذكر ماخذ ( تانكارد، 2001: 370 ) است كه مشخصه آن Severin Werner J. and James W. Tankard. 2001. Communication Theories, origins, methods, and uses in the mass media 5th ed, Addison Wesley: longman Inc..
است اين كتاب تا به آنجا كه به ياد دارم چاپ 1992 آن توسط دكتر در سال 2003 چاپ و در سال 2006 تجديد چاپ شد حال چگونه آقاي دكتر استناد به چاپ 2002 آن به اينگليسي دارند؟!؟!؟!
مشكلات روزنامه نگاري الكترونيكي؛ عنوان بخش عمده اي از مطالب مقاله است .سوال اينجا است كه منظور از مشكلات چيست؟ اصولا منظور از مشكلات به زبان فارسي موانع سد راه هر موضوع است در صورتي كه آقاي دكتر معايب و « نگرانيها » را در اين عبارت كليدي خود ملحوظ ساخته اند!!! و جالب اينكه در عنوان بخش دوم خود نيز اين خطا را كرده اند. مشكلات روزنامه نگاري الكترونيكي را ايشان به 6 بخش تقسيم كرده است كه به بررسي آنها پرداخته مي شود.
1- شکاف ديجيتالی؛ يكي از آن واژه هاي قالبي دانشگاه تهران است كه نماد آن در مقاله آقاي دكتر و آقاي احسان شاقاسمي تحت عنوان : مروري بر زمينه هاي تاثير فضاي مجازي بر نظريه هاي ارتباطات و مقاله سركار خانم مريم نورائی نژاد تحت عنوان : شکاف ديجيتالی به وضوح ديده مي شود.
در همين بخش اشاره به ميزان استفاده از اينترنت در امريكا شده و جالب آنكه سال بررسي مربوط به سالهاي 1994 تا 1997 است كه درست 10 سال از آن تاريخ مي گذرد شاهد آورده مي شودو ادعا مي شود كه تبعيض اطلاعاتي بين سياه و سفيد و زن و مرد وجود دارد.و سپس از قول « گربر، 2005 » ادعا مي شود كه تا سال 2010 تقريباً همه امريكاييان به اينتر نت دسترسي خواهند داشت!!! حال چگونه در سال 2010 باز هم شكاف ديجيتال وجود خواهد داشت؟؟؟
البته « شكاف ديجيتال» عبارت گمراه كننده اي است زيرا اين شكاف را در مورد تمامي فن آوري ها نيز مي توان در نظر گرفت و در امر توسعه اقتصادي در همه جهان و همه كشورها اين شكاف وجود دارد . عبارت صحيح شكاف اطلاعات است كه اين نيز چه ديجيتال و چه غير ديجيتال وجود دارد.به طور مثال اگر آقاي دكتر ميزان استفاده از مطبوعات را با ميزان استفاده از اينترنت در ایران مقايسه مي كردند اين نتايج به دست نمي آمد. به عبارت بهتر شكاف اطلاعات اختصاص به امور ديجيتال ندارد و در همه شرايط وجود دارد.
2- گزارشگيري غير مستند/ نقض معيارهاي عينيت؛ اگر به اخبار صداوسيماي جمهوري اسلامي عنايت شود ملاحظه مي شود كه نقض معيارهاي عينيت خبري به اغراق قابل مشاهده است .در عين حال سواد رسانه اي و جزء تر سواد رسانه هاي ديجيتال اين مشكل را حل كرده است . همانطور كه هيچكس به صحبتهاي رهگزران اعتنا نكرده و بر اساس آن اطلاعات تصميم گيري نمي كند در خصوص اينترنت نيز همينطور است و استفاده كننده هاي هيچگاه براي كسب اطلاعات به وبلاگ يك بلاگر ناشناس و ناشناخته مراجعه نمي كنند و به سایتهای معتبر مانند بی بی سی مراجعه می کنند بنابر اين اگر آقاي دكتر به سواد رسانه اي عنايت داشتند بطور حتم از قيد اين گزينه مي گذشتند.
البته نكته جالب استفاده از متن روزنامه شرق به عنوان نمونه گزارش غير مستند است كه هيچ قرابتي با مقاله وروزنامه نگاري ديجيتال ندارد.
3- اعتبار و اصالت خبر؛ اين قسمت اختصاص به اعتبار دارد ولي متاسفانه حتي يك تعريف نيز براي آن ذكر نكرده اند (اعتبار ميزان اطمينان و ارزشي است كه گيرنده براي يك منبع و يا يك كانال ارتباطي قائل است. به تعبير ديگر اعتبار به قضاوت هايي اشارت دارد كه پيامگير در خصوص باور پذيري رسانشگر انجام مي دهد )و شاخصهاي آن را نيز نياورده اند و دیگر آنكه اين قسمت و جداول آن را تماما از مقاله آقاي دكتر « نعيم بديعي» گرفته اند در صورتي كه اين مقاله اصلا اعتبار علمي نداشته و آقاي دكتر بديعي با چند سوال ساده ميزان اعتبار اخبار را از شهروندان پرسيده اند .
بطور كلي براي بررسي ميزان اعتبار نياز به شاخصهاي اعتبار است كه در كتاب روزنامه نگاري حرفه اي در مقاله اي از فريد اديب هاشمي به آن اشاره شده كه عبارتند از: ۱- انصاف وعدالت 2- بي غرضي 3- گفتن تمام ماجرا 4- صحت 5- محترم شمردن زندگي خصوص افراد 6- مراقبت از طرفداران 7- داشتن موضوعات مربوط به بهتر شدن وضع اجتماعي 8- جدايي واقعيت 9- قابل اعتماد بودن 10- در ارتباط با موضوعات مورد علاقه مردم بودن 11- واقعي بودن 12- داشتن گزارش هاي موثق و گزيانو و مك گراث، يك تركيبي ساخته است كه شامل مولفه هاي بنيادي 1- قابليت اعتماد 2- صحت 3- بي طرفي 4- كامل بودن 5- بي غرضي است. حال چگونه آقاي دكتر بدون توجه به اعتبار علمي يك پژوهش از آن به اين حد زياد استفاده كرده اند؟!؟!؟!
4- ناراضي فضاي مجازي؛ معنايي به غير از مخالفان استفاده از فنآوري مجازي را ندارد در صورتي كه آقاي دكتر منظور خود را« روزنامهنگار حرفهاي يا روزنامهنگار شهروندي است كه خبر و اطلاعات را همراه با تفسير بر روي صفحات اينترنت ارايه ميكند و حاكي از انتقاد نسبت به حكومت يا رژيم سياسي است» دانسته حال آيا اين تعريف جزو محاسن و يا معايب روزنامه نگاري الكترونيك است؟؟؟ به طور حتم جزو مزاياي اين سيستم محسوب شده و نمي توان آن را در اين بخش ملحوظ ساخت.
5- مشكل اطلاعات زيانبار؛ اطلاعات زيانبار نيز توسط آقاي دكتر تعريف نشده است و معلوم نيست كه بالاخره اطلاعات سكس و پورنو و يا اطلاعات سياسي است!!! كه در متن بيشتر به اطلاعات سياسي اشاره مي شود در صورتي كه اطلاعات زيانبار به اين جملات جزئي ختم نمي شود.
6- روزنامهنگاري اينترنتي و تغيير اجتماعي؛ مشخص نيست كه چگونه آقاي دكتر دهقان اين عنوان را تحت بخش « مشكلات روزنامه نگاري الكترونيكي » آورده اند چون از جنبه منفي برخوردار نيست و البته ايشان اين موضوع را نيز نشكافته اند و به ترجمه خيلي بد از سنگاپور، مالزي و كره( شمالي يا جنوبي؟ )پرداخته اند و به ميزان دو برابر بخش اول فقط اين مثال فضا را به خود اختصاص داده البته جايگاه ايران در اين قسمت كجا محسوب مي شود؟ مشخص نيست.
اما عبارت جالب « وب سايتهاي اصلي بديل در مالزي بيش از 100 هزار نفر را پوشش ميدهند اما بازديدكنندگان اين گونه سايتها در سنگاپور حداكثر چند هزار نفر است. مالزي حداقل سه سايت بديل با پرسنل تمام وقت دارد در حاليكه سنگاپور از اين حيث محروم است » آمده است كه بديل معادل واژه Alternative است حال آقاي دكتر بديل را معادل چه قرار داده اند كه اين معناي ناقص را مي رساند مشخص نيست.
نكته خيلي خيلي جالب اختراع جديد ماخذ نويسي توسط آقاي دكتر دهقان است مانند « تري هيتون، منبع اينترنتي، تاريخ مشاهده 27/6/85 »و يا « سايت دانشگاه كلمبيا، بازديد در 27/6/1385 » واقعا اين ماخذ نويسي بر اساس كدام شيوه است كه تا بحال مشاهده نشده است و عبارتهاي « تاريخ مشاهده » « بازديد در » از كجا تابحال در ماخذ نويسي استفاده شده است . در صورتي كه شيوه ماخذ نويسي اينترنتي داراي كتب و مقالاتي است كه به وفور يافت مي شود و نمونه آن ماخذ نويسي APAمي باشد.
نتيجه تصور مي شود جناب آقاي دكتر علي رضا دهقان با اجبار و اكراه اين مقاله را تدوين كرده اند كه حتي به دانش دانشجويان سال اولي نيز چيزي نمي افزايد و در عين حال نظم بخش به اطلاعات قبلي خوانندگان ايراني و خارجي نيز نمي باشد و فقط وقت انسانهاي فرهيخته را با توجه به سرعت پايين اينترنت در ايران به هدر مي دهد.
منابع اشاره شده در متن
1- مروري بر زمينه هاي تاثير فضاي مجازي بر نظريه هاي ارتباطات
احسان شاقاسمي، دانشجوي كارشناسي ارشد ارتباطات دانشگاه تهران
http://dcsfs.ut.ac.ir/gmj/3-1.asp
2- شکاف ديجيتالی
مريم نورائی نژاد ، دانشجوي كارشناسي ارشد ارتباطات دانشگاه تهران
http://dcsfs.ut.ac.ir/gmj/3-3.asp

